تبليغاتX
سکوت عشق
سکوت عشق





آشنای ده

مرا با رقّت اندوهگين تر آهوان دشت
مرا با وحدت آواره تر پروانگان باغ
اي محبوب !
اينک روي در رو بين
.

منم ببري جدا از جفت
ميان بهت زرد جنگلي خاموش و پائيزي
خروش سر کشي هايم درون سينه مي ميرد
و سوز ناله هايم
- مطلع غربت
-
درختان را از ايمان نباتيشان
به شنزار بيابان هاي غمگين باز مي گيرد
.

الا اي آشنا با روح من
اي سرزمين بکر !
مرا با مهرباني هاي خود بنواز
و جانم را از اين تنهائي کامل رهائي ده
.
تو در من چون نسيمي ساده
،
چون فصلي صميمي گيسو افشان باش
و ذرات تنم را زين سکوت
- اين انزواي تلخ
-
اي جالب ترين گل بوته ي رنگين !
جدايي ده
.
مرا در انقلاب چشم هايت
- بستر دريايي تکوين
-
شفيق موج عرياني کرامت کن
ستوه انجمادم را
به آبي رنگ آفاقي دگر
اکنون خلاصي بخش
و در اين حزن مکتوم
،
اين شب غمناک
مرا با عصمت چشم وجيهت آشنايي ده
...



سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 |

 


ورسالت من این خواهد بود که در شبی بارانی دو استکان چای داغ را از بین دویست جنگ خونین به سلامت بگذرانم و با خدای خویش چشم در چشم هم نوش کنیم
matin200062007@yahoo.com

 

 

 

شهریور 1388
مرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
خرداد 1387

 

فقط برای تو

 

تمام خلقت در انتظارند...
آخرین نگاه
احساساتی ترین جا
سکوت تنهایی